بابا صفرى

289

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى )

مشايخ و فضلا و علماى ايران را دعوت كرد و ضيافتى ترتيب داد . در سر سفره شيخ صفى الدين اردبيلى و شيخ ركن الدين علاء الدولهء سمنانى در طرفين سلطان نشسته بودند . شيخ صفى غذا نخورد ولى علاء الدوله طعام صرف كرد . سلطانمحمد از شيخ صفى الدين سبب غذا نخوردن پرسيد و گفت اگر طعام ما حرام بود چرا شيخ ركن الدين خوردند ؟ شيخ صفى گفت كه شيخ ركن الدين بحرند و بحر بملاقات هيچ چيز از بحريت نمىافتد . شيخ ركن الدين هم گفت كه شيخ صفى بمنزلهء شاهبازند و شاهباز بهر طعمه ميل نميفرمايد . سلطان را هردو جواب پسنديده افتاد و عذرها خواست . احترام او بعد از مرگ نيز باقى ماند و مدفنش مزار اهل دل و ارباب صفا گرديد . بعضى چنين مىپندارند كه اين قدر و منزلت را سلاطين صفوى براى جد خود فراهم كردند و بقعهء او را زيارتگاه خاص و عام قرار دادند ولى در مدت يكصد و هفتاد سالى كه از زمان مرگ او تا ظهور شاه اسماعيل صفوى طول كشيد مقام معنوى شيخ مورد احترام بود و حتى قسى القلب‌ترين مهاجمان ايران ، يعنى امير تيمور گوركان ، نيز به دو ارادت ميورزيد . اين متن تاريخ است كه امير تيمور بر اثر عقيدتى كه بر شيخ صفى الدين داشت اردبيل را دار الامان قرار داد و شاه عباس بزرگ در اواخر شعبان 1014 هجرى قمرى فرمان مخصوص صادر كرد كه « چون اردبيل از زمان امير تيمور گوركان دار الامان بوده است همچنان بايد كه هيچكس مزاحم ديگرى نشود مگر اينكه حقى شرعى نزد وى داشته باشد و در اين صورت نيز بايد كه با مدارا و سازش احقاق حق كند » « 1 » . فرزندان مقتدر شيخ در تكميل اين احترام كوشيدند و اين بقعه را تالى مرتبهء عتبات مقدسه قرار دادند . مؤلف تاريخ زندگانى شاه عباس اول مينويسد « با اينكه مردم ايران قبل از شيخ صفى الدين و حتى در زمان وى نيز سنى و پيرو مذهب شافعى بودند اين شهر پس از مرگ او ، مخصوصا از زمان سلطان جنيد جد شاه اسماعيل اول ، در شمار شهرهاى محترم و مقدس شيعيان مانند مكه ، نجف و مشهد و كربلا درآمد و از تمام مزايا و مختصات دينى اين گونه شهرها بهره‌مند شد . شهر اردبيل زيارتگاه

--> ( 1 ) - زندگانى شاه عباس اول : نصر اللّه فلسفى . از انتشارات دانشگاه تهران . 1345 .